mohamadreza
mohamadreza nasiri
jewelry designer

من بیش از سه ساله که در مسیر طراحی طلا و جواهر قدم گذاشتم؛ مسیری که برای من فقط کار نیست، بلکه زبانی برای بیان احساس، تفکر و هویت شخصیه. در نگاه من، جواهر فقط یک شیء زینتی نیست — موجودیه زنده که می‌تونه احساس رو منتقل کنه، با بدن گفت‌وگو کنه و بخشی از روح صاحبش بشه. الهامم رو اغلب از ساختارهای طبیعی و بدن انسان می‌گیرم؛ از خطوط ماهیچه‌ها، فرم استخوان‌ها یا جریان نور در بافت‌ها. برایم طراحی یعنی کشف رابطه‌ی بین ماده و حس، بین منطق و شهود. در هر پروژه، سعی می‌کنم میان زیبایی، عملکرد و معنا تعادل برقرار کنم تا اثر فقط دیده نشه، بلکه حس بشه. تجربه‌ی کار با نرم‌افزارهای طراحی سه‌بعدی و شناخت فرآیند تولید باعث شده از ایده تا اجرا، حضور فعالی در تمام مراحل داشته باشم. برای من، طلا و جواهر نه صرفاً ابزار تزئین، بلکه راهی برای روایت درونیات انسانه — روایتی که در سکوت فلز جاری می‌شه.

“ARCHETYPE” - کهن‌ساختار

این اثر جست‌وجویی است برای یافتن ریشه‌ی فرم؛ بازگشت به جایی که ساختار، پیش از تزئین معنا پیدا می‌کند.
در این طراحی، هر سطح و زاویه یادآور الگوهای بنیادین خلقت است — نظمی که در مولکول، در سلول، در معماری و در ذهن انسان تکرار می‌شود.

فرم هندسی تکرارشونده، استعاره‌ای از الگوهای ازلی در ناخودآگاه جمعی است؛ همان طرح‌هایی که قرن‌ها پیش از ما در ذهن طبیعت نقش بسته‌اند.
جزییات درونی و ریتم منظم قطعه، نشان‌دهنده‌ی تلاش برای درک این نظم پنهان و ترجمه‌ی آن به زبانی از جنس فلز است.

«کهن‌ساختار» یادآور این ایده است که طراحی، فقط خلق نیست؛ کشف است — کشف چیزی که همیشه وجود داشته، اما در سکوت.

مشاهده بیشتر
“ARCHETYPE” - کهن‌ساختار

“ARCHETYPE” - کهن‌ساختار

این اثر جست‌وجویی است برای یافتن ریشه‌ی فرم؛ بازگشت به جایی که ساختار، پیش از تزئین معنا پیدا می‌کند.
در این طراحی، هر سطح و زاویه یادآور الگوهای بنیادین خلقت است — نظمی که در مولکول، در سلول، در معماری و در ذهن انسان تکرار می‌شود.

فرم هندسی تکرارشونده، استعاره‌ای از الگوهای ازلی در ناخودآگاه جمعی است؛ همان طرح‌هایی که قرن‌ها پیش از ما در ذهن طبیعت نقش بسته‌اند.
جزییات درونی و ریتم منظم قطعه، نشان‌دهنده‌ی تلاش برای درک این نظم پنهان و ترجمه‌ی آن به زبانی از جنس فلز است.

«کهن‌ساختار» یادآور این ایده است که طراحی، فقط خلق نیست؛ کشف است — کشف چیزی که همیشه وجود داشته، اما در سکوت.

پیوند

پیوند

در این فرم، خطوط سیال و گره‌خورده استعاره‌ای از «اتصال» هستند؛ جایی که مسیرها در هم تنیده می‌شوند تا وحدتی تازه خلق شود.
الهام از ساختارهای ارگانیک و شبکه‌ای بدن انسان — مثل رشته‌های عصبی یا پیوند بافت‌ها — طراحی را از هندسه‌ی خشک جدا کرده و به سطحی از حیات و ارتباط رسانده است.
این اثر درباره‌ی وحدت در میان پیچیدگی است.

باغ زیتون

باغ زیتون

در دل این انگشتر، لحظه‌ای نهفته است که طبیعت، بی‌هیچ هیاهو، داستانی آرام و ژرف را زمزمه می‌کند. الهام‌بخش این طراحی، افتادن چند زیتون رسیده در دل آب است؛ لحظه‌ای سرشار از تعادل، زیبایی و صلح. 

سنگ ها با رنگ سبز تیره ، نمایانگر زیتون است: میوه‌ای که در فرهنگ‌های گوناگون، نماد زندگی، آرامش و برکت بوده. سنگ‌های کوچک‌تر و روشن‌تر که مانند برگ در کنار آن چیده شده‌اند، برگ‌های درخت زیتون‌اند که با لطافت روی موج آب می‌رقصند. 

این انگشتر، تنها یک قطعه‌ی زینتی نیست. لحظه‌ای از سکون، طراوت و پیوند انسان با طبیعت است؛ گویی در انگشت، قطره‌ای از آرامش و صلح جاری‌ست.